تبليغاتX
لعبا - مطالب جالب و خواندنی مجلات
 
لعبا - مطالب جالب و خواندنی مجلات
 
 
لعبا - متنهای خواندنی و جالب مجلات
 

خدا بیامرزه مادربزرگ بابام رو ما بهش می گفتیم بی بی اون همیشه دم درخونش می نشست و به ما که دوروبرش بازی می کردیم نگاه می کرد درست مثل کسی  که چشاش می دید درسته که بی بی نابینا بود ولی ما رو می دید اونم با چشم دلش بهتر از هربینایی اون ما رو از رو صداهامون  تشخیص می داد و بعضی وقتها صدامون می زد تا بهش کمک کنیم تا بلند بشه طفلکی خیلی پیر شده بود و همیشه به یه نفر احتیاج داشت تا کمکش کنه واونو به خونش ببره بعدش هم کلی دعامون می کرد که الهی مادر پیر بشی اون موقع با خودم می گفتم این دیگه چه دعایی اصلا این دعاست یا نفرین تازه حالا منظور بی بی رو می فهمم خدا رحمتش کنه تقریبا 15 سالی می شه که عمرشو داده به شما راستش دیگه فراموشش کرده بودم تا دیشب که می خواستم برای خودم وبلاگ درست کنم هر چی که اسم برای وبلاگ می دادم پیغام می داد که قبلا انتخاب شده یه دفعه به فکر بی بی افتادم و اسم اونو امتحان کردم خوشبختانه اسم اون مثل اینکه تک بود درست مثل خودش واین جوری بود که لعبا شد اسم وبلاگ منو  www.loeba.blogfa.com شکل گرفت . امیدوارم روحش شاد باشه

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 21:28  توسط نگار  | 
 
  بالا