تبليغاتX
لعبا - مطالب جالب و خواندنی مجلات
 
لعبا - مطالب جالب و خواندنی مجلات
 
 
لعبا - متنهای خواندنی و جالب مجلات
 
همه اشتیاقم دعایی می شود برای فرزندان آدم . اشک هایم را به درگاه خدای بی نیاز پیشکش می کنم تا هر آتشی را بر سر راه رستگاری مان خاموش کند . م یدانم که نوشت سرنوشت را اما بر این باورم که چون می دانست گاهی به دعایی یا اشکی چیزی از او خواهم خواست با آنکه می دانست چه می خواهم جای آن را خالی گذاشت . من به خیالم دعا می کنم در حالی که او از قبل حتی می داند چه وقت دعا خواهم کرد و چه چیزی از او خواهم خواست اما من بارها همچنان دعا خواهم کرد چراکه گاهی پر رنگ شدن چندن کلمه در کتاب سرنوشت شاید توجه به آسمان را بطلبد . گر چه خود این لحظه ها هم نوشته شده اند گرچه که این دعا هم از اوست . دعا می کنم در حالی که می دانم آفریننده آدم ها لحظه ها و دعاها اوست .

امیدوارم برای همه دوستان امسال سال پر خیر و برکتی باشد و هیچ گاه خداوند ما را به حال خود نگذارد . آمین یا رب العالمین .

 

میترا سهیل  

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:43  توسط نگار  | 

از ساعت چهار صبح دم در بیمارستان همراه مادر پیرش صف واستاده بود تا نفر اول باشه ! البته باید اینکار رو می کرد. ناراحتی قلب مادرش رو باید درمان می کرد ... ساعت هشت صبح شده بود و صدای داد و بیداد مردم ... تازه فهمید خیلی ها هم مثل خودش تو صف هستن ! وقتی درباز شد آدم هایی رفتن تو که اصلا تو صف نبودن با یه یادداشت و .... طفلک جایی رو نداشت که مادرش رو ببره همون جا خوابید تا فردا دوباره اول صف باشه !

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 12:59  توسط نگار  | 

زن جلوی مغازه دوچرخه فروشی ایستاده بود و زیر لب زمزمه می کرد : خدایا چقدر دلم می خواست منم می تونستم مثل این پدر و مادرا که دارن برای بچه هاشون دوچرخه می خرن برای پسر ده ساله ام دوچرخه بخرم اما افسوس .... دراین لحظه  مرد فروشنده که سرش خلوت شده بود با دیدن زن از مغازه اش بیرون آمد و گفت : ببخشید خانم اگر می خواین دوچرخه بخرین بفرمایید داخل مغازه و مدلهای دیگه مونو ببینین . زن نگاهی به فروشنده کرد و گفت : نه آقا نمی خوام دوچرخه بخرم فقط داشتم تماشا می کردم . زن با گفتن این حرف به طرف خیابان رفت و به اولین تاکسی که جلوی پایش ایستاد گفت : مستقیم آسایشگاه معلولین !

 منبع : مجله جوانان امروز

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 11:26  توسط نگار  | 

هوا بد جوری توفانی بود و آن پسرو دختر کوچولو حسابی مچاله شده بودند . هر دو لباس کهنه و گشادی به تن داشتند و پشت در خانه می لرزیدند . پسرک پرسید : ببخشین خانم شما کاغذ باطله دارین کاغذ باطله نداشتم و وضع مالی خودمان هم چنگی به دل نمی زد و نمیتوانستم به آنها کمک کنم . می خواستم یک جوری از سر خودم بازشان کنم که چشمم به پاهای کوچک آنها افتاد که توی دمپایی های کهنه کوچکشان قرمز شده بود . گفتم : بیاین تو یه فنجون شیر کاکائوی گرم براتون درست کنم . آنها را داخل آشپزخانه بردم و کنار بخاری نشاندم تا پاهایشان را گرم کنند . بعد یک فنجان شیر کاکائو و کمی نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول کار خودم شدم . زیر چشمی دیدم که دختر کوچولو فنجان خالی را در دستش گرفت و خیره به آن نگاه می کند .بعد پرسید : ببخشین خانم شما پولدارین ؟! نگاهی به روکش نخ نمای مبل هایمان انداختم و گفتم : من .. نه ! دختر کوچولو فنجان را با احتیاط روی نعلبکی آن گذاشت و گفت : آخه رنگ فنجون و نعلبکی اش به هم می خوره . آنها در حالی که بسته های کاغذی را جلوی صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند رفتند . فنجان های سفالی آبی رنگ را برداشتم و برای اولین بار درعمرم به رنگ آنها دقت کردم . بعد سیب زمینی ها را داخل آبگوشت ریختم و هم زدم . سیب زمینی ، آبگوشت ، سقفی بالای سرم ، همسرم ، یک شغل خوب و دائمی همه اینها به هم می آمدند . صندلی ها را از جلوی بخاری برداشتم و سرجایشان گذاشتم و اتاق نشیمن کوچک خانه مان را مرتب کردم . لکه های کوچک دمپایی را از کنار بخاری پاک نکردم . می خواهم همیشه آنها را همان جا نگه دارم که هیچ وقت یادم نرود آدم ثروتمندی هستم .

 

منبع : مجله تدبیر و زندگی  

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 10:31  توسط نگار  | 
  • گریه می کنند چون گریه کلید بهشته .
  • قهر که می کنند زود آشتی می کنند چون کینه ندارند .
  • چیزی که می سازند زود خراب می کنند چون به دنیا دل بستگی ندارند .
  • با خاک بازی می کنند چون تکبر ندارند.
  • خوراکی که دارند زود می خورند و برای فردا نگه نمی دارند چون آرزوهای دراز ندارند .
  •  
  •  کاش هیچ وقت کودک درون خود را فراموش نمی کردیم  . آیا شما هنوز به کودک درونتان توجه می کنید ؟
  • منبع : مجله تدبیر و زندگی
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 17:49  توسط نگار  | 
6 صبح تا 12 ظهر :

 کسانی که بین این ساعات به دنیا آمده اند . معمولا افرادی کوشا و کاری هستند . این گونه افراد کارشان را به هر چیزی ترجیح می دهند . عواطف و احساسات در این گونه افراد البته به طور کلی در آن ها کمتر دیده می شود . معمولا افراد ثروتمند و موفق به این گروه تعلق دارند . این گونه افراد به سر وقت بودن و سحرخیز بودن بسیار پایبند هستند . آن ها حسابگرهای ماهری هستند و ولخرجی در آن ها کمتر دیده می شود از لحاظ ظاهری آن ها آدمهای لاغر اندام و شیک پوشی هستند و به عطر و ادکلن علاقه وافری دارند . در بین آن ها مدیران برجسته ای یافت می شود و اغلب دوستان زیادی دارند و اهل معاشرت و شوخ طبعی ظریفی هستند .

12 ظهر تا 6 بعد از ظهر :

این گونه افراد بیشتر درونگرا ، کسل و بی حوصله هستند و کمتر پیش می آید که کارهایی انجام دهند که در برخورد با دیگران باشد و به صورت فردی کارهایشان را انجام می دهند اما بسیار متعهد و مسئولیت پذیر هستند . نگرش آن ها به مسایل مثبت و منطقی می باشد . اگر چنین فردی را یافتید حتما به او اعتماد کنید زیرا صادق و روراست هستند و از لحاظ عاطفی بسیار تحت تاثیر قرار می گیرند . معمولا باهوش  و درس خوان هستند و به شدت احساساتی و دل رحم .

6 بعد ازظهر تا نیمه شب :

معمولا افرادی هستند که تفریح در زندگی شان حرف اول را می زند . تحت هیچ شرایطی اهل دعوا و درگیری فیزیکی نیستند . خانواده دوست و معاشرتی هستند . اغلب دوستان زیادی دارند که با آن ها رفت و آمد خانوادگی دارند . با این که بسیار لجوج هستند ولی مورد توجه اطرافیان قرار می گیرند . دمدمی مزاج ، حساس ، کمی عصبی ، شوخ طبع ، زیرک ، غیر قابل پیش بینی از خصوصیات آن هاست . آنها علاقه زیادی به تنقلات دارند و بهترین تفریح شان دیدن فیلم است و اگر دوست دارید آن ها را خوشحال کنید  او را به سینما دعوت کنید .

12 شب تا 6 صبح :

 اکثر این افراد دارای روحیه بسیار حساس و لطیف می باشند . در بدترین شرایط هم انرژی مثبت خود را به دیگران منتقل می کنند . در مسایل اقتصادی کمی حسابگر هستند . اگر می خواهید کاری را انجام بدهید حتما با آن ها مشورت کنید زیرا راهکارهای عملی خوبی را پیش رویتان قرار می دهند . آن ها بسیار بشاش ؛ مدعی ، راستگو ، بی پروا ، لجباز ، زود رنج ، حساس و پر انرژی هستند . از روابط عمومی خوبی برخوردارد و به راحتی می توانند گلیم خود را از آب بیرون بکشند . فقط مواظب کینه توزی های آن ها باشید چون تا ناراحتی ا زدلشان بیرون نرود با شما ارتباط برقرار نمی کنند .

((من بین ۱۲ ظهر تا ۶شب به دنیا اومدم  تو چه ساعتی به دنیا اومدی )) 

منبع : مجله تدبیر و زندگی

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 18:5  توسط نگار  | 

مردی با ماشین جلوی فروشگاه گل فروشی ایستاد تا دسته گلی را برای ارسال به مادرش سفارش دهد . زمانی که از ماشین پیاده شده دختر جوانی را دید که در پیاده رو نشسته و در حال گریه کردن است . رو به ختر کرد و گفت : مشکلی پیش آمده ؟ دختر جوان پاسخ داد : بله آقا من می خواستم برای مادرم یک شاخه رزقرمز بخرم ولی گران تر از پولی است که دارم . مرد لبخندی زد و گفت : با من بیا من پولش را پرداخت می کنم . بعد یک گل رز قرمز خرید و به دختر داد . دسته گلی هم برای مادرش سفارش داد . زمانی که داشت سوار ماشینش می شد رو به دختر کرد و گفت : اگر تمایل دارید شما را هم برسانم . دختر با خوشحالی قبول کرد . با هم به قبرستان رفتند و دختر گل را روی قبر مادرش گذاشت . مرد کمی اندوهگین شد و سریع به فروشگاه گل فروشی برگشت و سفارش ارسال را لغو کرد و دسته گل را گرفت و سیصد کیلومتر را تا خانه ی مادرش رانندگی کرد و گل را شخصا به او داد .

منبع : مجله هفت روز زندگی

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 21:58  توسط نگار  | 

کلاس پنجم بودم پسر درشت اندامی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود آن هم به سه دلیل اول آنکه کچل بود ، دوم آنکه سیگار می کشید و سوم اینکه در آن سن و سال زن داشت !... چند سالی گذشت . یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالی که خودم زن داشتم ، سیگار می کشیدم و کچل بودم .

دکتر علی شریعتی

 |+| نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 22:25  توسط نگار  | 
گریه نوزاد گویاترین راه ایجاد رابطه با دیگران است . نوزاد به وسیله گریه ناراحتی اش را بیان می کند و به این ترتیب توجه شما را به خودش جلب می کند . شدت گریه نوزاد معمولا تا سه ماهگی افزایش می یابد ولی پس از آن روند گریه رو به کاهش می گذارد . داشتن یک رابطه مفید و مناسب با نوزاد این امکان را فراهم می کند که پدر و مادر حدودا پس از 10 روز از بین 6 نوع گریه حداقل سه نوع آن را تشخیص دهند .

گرسنگی : گریه ناشی از گرسنگی بسیار قوی است و به طور ناگهانی بروز می کند . در این حالت نوزاد طوری فریاد می زند که گویی تمام زندگی اش به شیر وابسته است همین که او را در آغوش بگیرید آرام می شود . با گذشت زمان این نوع گریه با ساعات شیر خوردن کودک تنظیم می شود .

خستگی و نیاز به خواب : این نوع گریه نوزاد به شما می فهماند که عوامل تحریک کننده هر چند که سرگرم کننده باشد در اطراف او بسیار زیاد است و او را بیش از اندازه عصبی کرده است . او ابتدا نق نق می کند بعد چشمانش را را که کمی قرمز شده است می مالد و سرش را به چپ و راست تکان می دهد . به خودش می پیچد و سعی می کند انگشت شستش را بمکد . در چنین شرایطی باید او را در جایی آرام بگذاریم تا بتواند استراحت کند .

بلع هوا و گاز در روده : موقعی که کودک به هر علتی که هوا ببلعد سبب نفخ شکم شده و ایجاد دردهای شکمی می کند و اگر کودک از شیرمادر تغذیه می شود و پستان خالی مادر را مک بزند هوا می بلعد . و نیز اگر از بطری و شیر خشک تغذیه می شود و روش شیر دادن صحیح نباشد و یا اینکه پستانک خیلی گشاد باشد باز ایحاد هوا در شکم می کند و باعث درد شکمی می شود . بدین علت است که کودک بعد از شیر خوردن هوا را دفع نمی کند و وقتی او را بر پشت می خوابانیم هوا د رقسمت تحتانی معده جمع شده و داخل روده می گردد و ایجاد درد می کند . بهتر است کودک را بعد از شیر خوردن به شکل عمودی بر روی شانه قرار داده و یا اینکه او را روی شکم بر روی دست یا زانو گذاشته و پشت کمر او را ماساژ دهید تا هوای بلعید ه شده را خارج سازد . دردهای ناشی از بلع هوا و گاز در روده معمولا شدید است و ناگهانی به وجود می آید و ناگهان از بین می رود .

بیماری و درد : گریه ناشی از درد و بیماری بسیار شدید است . این گریه به حدی شدید است که می تواند نفس نوزاد برای لحظاتی در سینه اش حبس شود . این درد با ناز و نوازش و حرف زدن برطرف نمی شود مخصوصا اگر این گریه با استفراغ یا تب یا اسهال یا بیماری همراه باشد کودک باید توسط پزشک مخصوص کودکان معاینه و درمان شود .


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 12:11  توسط نگار  | 

 سلام به تو که فکر می کنی خیلی باهوشی ! بعد از خواندن هر سوال باید بعد از 5 ثانیه به سوال جواب دهی .

 ۱- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه از سال 29 روز دارد ؟ 

۲- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول می کشد تا تمام قرص ها خورده شود ؟

 ۳- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند . وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت بود که خوابیده بودم ؟

۴- عدد 30 را به نیم تقسیم کن و عدد 10را به حاصل آن اضافه کن چه عددی به دست می آید ؟

۵- مزرع داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفندهایش به جز 9 تا مردند. چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است ؟

۶- اگر تنها یک کبریت داشته باشی و وارد اتاق سرد و تاریک شوی که در آن یک بخاری نفتی ، یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدام را روشن می کنی ؟

۷-  فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد . خرسی بزرگ به این خانه نزدیک می شود این خرس چه رنگی است ؟

 ۸- حضرت موسی «ع» از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد ؟   

۹- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانی و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنی و 7 مسافر جدید را سوار کنی و دردامغان 9 مسافر پیاده و 5 مسافر سوار کنی و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسی حالا بگو نام راننده اتوبوس چیست ؟

۱۰- اگر 2 سیب از 3 سیب برداری چند سیب داری ؟  

 ارزیابی تست :

بر اساس تعداد جواب های نادرست سطح هوش شما : 7 تا  در حد دانش آموز دبستانی ، 6 تا در حد دانش آموز دبیرستانی ، 5 تا در حد دانشجو ، 3 تا در حد استاد دانشگاه ، و یکی در حد یک مدیر ارشد . خب حالا فکر می کنی سوالات ده گانه خیلی آسان بود ؟ بیا با هم جواب سوالات را بخوانیم .

پاسخ سوالات :


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 10:1  توسط نگار  | 
 
  بالا