|
لعبا - مطالب جالب و خواندنی مجلات
|
||
|
لعبا - متنهای خواندنی و جالب مجلات |
سقراط پاسخ داد : لحظه ای صبر کن . قبل از این که سخنی بگویی از تو می خواهم آزمون کوچکی را که نامش سه پرسش است پاسخ دهی.
مرد پرسید: سه پرسش ؟
سقراط گفت : بله درست است قبل از این که درباره شاگردم با من صحبت کنی لحظه ای آنچه را که قصد گفتنش را داری امتحان کنیم .
نخستین پرسش حقیقت است . مطمئنی آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد ؟
مرد گفت : نه فقط درباره اش شنیده ام.
سقراط گفت : بسیار خوب پس نمی دانی که خبر درست است یا نادرست .
حالا پرسش دوم: آنچه را که در مورد شاگردم می خواهی به من بگویی خبر خوبی است ؟
مرد پاسخ داد : نه برعکس .
سقراط ادامه داد : پس می خواهی خبر بدی از شاگردم که حتی درباره آن مطمئن هم نیستی بگویی ؟
مرد کمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت .
سقراط ادامه داد : پرسش سوم سودمند بودن است . آن چه را که می خواهی درباره شاگردم به من بگویی برایم سودمند است ؟
مرد گفت : نه
سقراط نتیجه گیری کرد : اگر می خواهی حرفی بگویی که نه حقیقت دارد و نه خوب است و نه حتی سودمند است پس چرا آن را به من می گویی ؟![]()
1 – پایان دنیا نزدیک است اگر فقط بتوانید یک نوع از حیوانات را نجات دهید کدام را انتخاب می کنید ؟
الف : خرگوش ب : گوسفند پ : گوزن ت : اسب
2 – به آفریقا رفته اید به هنگام بازدید از یکی از قبیله ها آنها اصرار می کنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید کدام را انتخاب می کنید ؟
الف : میمون ب : شیر پ : مار ت : زرافه
3 – فرض کنید خطای بزرگی انجام داده اید و برای مجازات شما تصمیم گرفته شده که به جای انسان شما را به صورت یکی از حیوانات زیر در آوردند کدام را انتخاب می کنید ؟
الف : سگ ب : گربه پ : اسب ت : مار
4 – اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره زمین نابود کنید کدام را انتخاب می کردید ؟
الف : شیر ب : مار پ : تمساح ت : کوسه
5 – یک روز با حیوانی برخورد می کنید که می تواند با شما به زبان خودتان صحبت کند دلتان می خواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد ؟
الف : گوسفند ب : اسب پ : خرگوش ت : پرنده
6 – اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دست آموز کنید کدام یک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب می کردید ؟
الف : دایناسور ب : ببر پ : خرس قطبی ت : پلنگ
7 – اگر قرار بود برای 5 دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر باشید کدام را انتخاب می کردید ؟
الف : شیر ب : گربه پ : اسب ت : کبوتر
پاسخ :
1 – در زندگی واقعی برای چه نوع آدمهای جذابیت و کشش دارید .
الف : خرگوش – کسانی که دارای شخصیت دوگانه هستند به سردی یخ در ظاهر و به گرمی آتش در باطن
ب : گوسفند – مطیع و آرام
پ : گوزن – زیبا و آداب دان
ت : اسب – کسانی که غیر قابل جلوگیری بی بند و بارو آزاد هستند .
2- در فرایند ابراز عشق و درخواست ازدواج کدام رویکرد برای شما خوشایندتر و موثرتر است .
الف : میمون – مبتکر و با ذوق که هیچگاه احساس خستگی نکنید .
ب : شیر – سر راست ، صاف و پوست کنده به شما بگوید که دوستتان دارد .
پ : مار – دمدمی مزاج ، پرنوسان ، نفس گرم و عشق سرد .
ت : زرافه – صبور ، هرگز شما را رها نکند .
3 – دلتان می خواهد معشوقتان چه عقیده ای درباره شما داشته باشد .
الف : سگ – با وفا ، صادق ، ثابت قدم
ب : گربه – شیک و زیبا
پ : اسب – خوش بین
ت : مار – انعطاف پذیر
4 – چه اتفاقی باعث می شود که شما رابطه تان را قطع کنید .
الف : شیر – متکبر و خودخواه ، امرو نهی کن
ب : مار – هیجانی و دمدمی مزاج ، نمی دانید چگونه او را خوشحال کنید .
پ : تمساح – خونسرد ، بیرحم و سنگدل
ت : کوسه – نا امن
5 – دوست دارید چه نوع رابطه ای با او برقرار کنید
الف : گوسفند – سنتی ، بدون آن که چیزی بگوئید او بفهمد چه می خواهید ، ارتباط برقرار کردن از طریق قلب ها
ب : اسب – هر دو بتوانید درباره همه چیز با هم صحبت کنید و هیچ چیز مخفی در میان نباشد .
پ : خرگوش – رابطه ای که همیشه خود را گرم و عاشق او حس کنید .
ت : پرنده – رابطه ای پایدار و طولانی و بالنده
6 – درباره ازدواج چه فکری می کنید
الف : دایناسور – شما خیلی بدبین هستید و فکرمی کنید این روزها دیگر ازدواج سعادتمندانه وجود ندارد .
ب : ببر – شما به ازدواج به صورت یک چیز گرانبها فکر می کنید پس از آن که ازدواج کردید پیوند زناشویی و همسرتان را بسیار با ارزش و گرامی می دارید .
پ : خرس قطبی – شما از ازدواج می ترسید فکر می کنید آزادیتان را از شما خواهد گرفت .
ت : پلنگ – شما همیشه طالب ازدواج بوده اید ولی در واقع شناخت دقیقی از آن ندارید .
7 – در این لحظه به عشق چگونه فکر می کنید .
الف : شیر – شما همیشه تشنه عشقید و می توانید هر کاری برای آن بکنید اما به راحتی در دام عشق نمی افتید .
ب : گربه – شما خیلی خود محور و خود خواهید . شما فکر می کنید عشق چیزی است که می توانید به دست آورید و هرگاه که خواستید آن را دور بیاندازید .
پ : اسب : شما نمی خواهید در قید و بند یک رابطه پایدار قرار بگیرید .
ت : کبوتر – شما به عشق به صورت یک تعهد دو طرفه فکر می کنید .
مشتی حسن حال شما چطوره ؟ حالت امسال شما چطوره ؟
مشتی حسن کافر و دهری شدی اومدی از دهات و شهری شدیِِِ
این چیه پاته ؟ آخه گیوه هات کوش کی گفته دمپایی صندل بپوش ؟
ای شده از قاطر خود منصرف نمره پیکان تو تهران – الف
گله رو که هی می زدی یادته ؟ کوه و کمرنی می زدی یادته ؟
یادته اون سال که با مشتی شعبون ماه صفر راهی شدین خراسون
یادت میاد ربابه دستش درست کنار چشمه رخت ها تو می شست
یادته دستاتو حنا می ذاشتی شب که می شد درها رو وا می ذاشتی
تو دهتون سرقت و دزدی نبود کار واسه همسایه، مزدی نبود
قبل شما جن ها ی طفل معصوم صبح سحر جمع می شدن تو حموم
لنگ و قطیفه توی بقچه هاشون نگاه آدما به سم پاشون
نه زن سحر بیرون خونه می رفت نه جن به حموم زنونه می رفت
جن واسه خانم ها یه جور خیال بود اونم که تازه جن نبود و آل بود
مشدی حسن چا ی و سماورت کو ؟ سینی باقالی و گلپرت کو ؟
ای به فدای ریخت و شکل و تیپت بوی چپق نمی ده عطر پیپت
مشدی حسن قربو میز و فایلت قربون زنگ گوشی موبایلت
اون که دهاتی و نجیبه مشدی میون شهریا غریبه مشدی
چقدر خوبه تو چله زمستون سنبل طیب و کاستی و دهستون
کنج اتاق یه جای خلوت و دنج شربت نعنا و بهار نارنج
کرسی و چای و هل و هورتش خوبه خارش و خمیازه و چرتش خوبه
عطر چلو که از خونه در می رفت تا هف تا کوچه اون طرف تر می رفت
شیطونه وقتی رخنه تو دل می کرد بوی غذا روزه رو باطل می کرد
اون زمونا که نقل تربیت بود آدم کشی یه جور معصیت بود
کسی ، کسی رو سرسری نمی کشت به خاطر دری وری نمی کشت
معنی نداره توی عصر سی دی بزرگ و کوچیکی و ریش سفیدی
پدر با ترس و لرز و با احتیاط می کشه سیگارشو کنج حیاط
پسر که بی کراکه تب می کنه بدون ترس و لرز حب می کنه
مادره با خفت و خونه داری می سازه اما دختره فراری
اگر دیدی دختره دست تکون داد یه وقت بهت چراغ سبز نشون داد
بپا یه وقتی دست و پات شل نشه پنالتیش از صد قدمی گل نشه
فتنه و دعوا سر نونه مشدی دوره آخرالزمونه مشدی ...!
منبع :اطلاعات هفتگی
نقل از سايت عصر ايران
فنجان قهوه را تعارفش کردم وقتی نگاهش کردم دلم برایش سوخت .. .![]()
اما وقتی یادم آمد که چطور با فریب و نیرنگ قول خرید خانه و ماشین و ... مرا وادار به ازدواج کرد حالم به هم خورد . ![]()
هنوز قهوه اش را تمام نکرده بود که گفت : آماده شو که می خواهیم جایی برویم ... ![]()
همین طور که از قهوه می نوشید از جیبش سوئیچی به من داد .
- امروز قول نامه اش کردم .. بریم محضر تا سند خانه را هم به نامت کنم ....![]()
ناگهان روی مبل ولو شد ...![]()
سیانور اثرکرده بود !![]()
« باور کنید محسن حالش خوبه من هیچ کاری نکردم . »![]()
|
|